تبلیغات
نوشته های من - هرمزگان در آینه تاریخ
 
نوشته های من
تنها ایمان سبب رهایی است.
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : درپرش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

در دوره ساسانیان , کرمان و جزایر و بنادر خلیج فارس جزو ولایت نیمروز ( ایالات جنوبی ) بوده است شایان ذکر آن که استان نیمروز , در شمار مناطق آخرینی بوده که اعراب توانستند آن جا رافتح کنند . به هین دلیل ناحیه هرمز , منوجان , طارم و به گمان و احتمالا , میناب و منطقه حاجی آباد , منطقا پناهگاه فارسیان زرتشتی آیین بودند که ابتدا از جلوی اعراب به این نواحی و زان پس از آنجا راهی هندوستان شدند . وزیری در جغرافیای ایران می نویسد : مینوجهان یا منوجان از قلاع قدیمه عهد ساسانی است که در زمان مولف 1293 ق , هنوز آباد بوده , اما قلعه محل نگهداری گناهکاران و قانون شکنان بوده است .

مقدسی از شهری به نام منوجان و از سکونت گاه هایی مثل ((درهفان )) , ((هرمز )) و (( درقان )) یاد می کند . درباره ی منوجان یا منوفان می نویسد : این شهر بصره ی کرمان است و آذوقه ی خراسان از خرمای خوب و ارزان آن جاست . دوری آنها از دریا دو روز راه و تا درهفان چند روز است . در شمال شرقی منوجان در راه ریگان که در سه منزلی بندر هرمز است , در شهر باس و جکین در همسایگی یکدیگرند . هرمز کهنه تا ساحل دریا نصف روز راه فاصله  داشت و به قول استخری در کنار باریکه ایی از خلیج فارس که کشتی ها به آنجا رفت و آمد می کردند و انجیر نامیده می شد واقع بود . خرابه های این شهر هنوز در محلی که مناب یا مناو گویند دیده  می شود  هرمز کهنه جای خود را به کیش داد . استخری نکته بسیار مهمی را تذکر می دهد که : (( مسافت راه از جیرفت تا هرمز این است : نخست از جیرفت به ولاشکرد رود و از آن جا به دست چپ باز گردد تا کومین یک مرحله , و از کومین تا نهر زنگان یک مرحله و از آنجا تا منوجان ( به احتمال میناب  ) یک مرحله و از منوجان تا هرمز تا شهرو ( سهرو و سورو ) کنار دریا یک مرحله ( سهرو یا سورو چسپسده به بندرعباس و بندرگاه اصلی ) و از شهرو تا رویست سه مرحله و از آن جا تا تارم( تارم یا طارم یکی از روستاهای حاجی آباد ) سه مرحله .

ابن خردادبه ( 300ق/913م ) از جزیره ای نزدیک به هرمز موسوم به (( ارموز )) نامبرده که به عقیده ی لسترنج همان ((جرون)) است . لسترنج با استناد به منابعی که نام نمی برد می نویسد : (( در سال  715, سلطان هرمز شهری را که در کنار دریا بود ترک کرد و هرمز نو را در جزیره ایی که دور از دسترس دزدان باشد ساخت . منابع موجود به طور صریح , از منطقه ی مورد مطالعه در زمان سلجوقیان یاد کرده اند . مولف تاریخ کرمان نقل می کند : (( پس از جنگی که مابین ملک قاورد و آلب ارسلان در گرفت , بعد از وساطت اطرافیان و اصلاه ذات البین قرار بر این شد که ملک قاورد شیراز و مع مضافت را به گماشتگان واگذار و فرگ و طارم که قصبه ایی از بلوک فارس و جزو بلوک سبعه ی فارس است اضافه ی مملکت کرمان باشد )) . محمد نسوی در کتاب (( سیرت جلال الدین منکبرنی )) که در سالهای 617 به رشته ی تحریر در آورده می نویسد که سلطان جلال الدین خوارزمشاه کرمان , مکران , کیش را به پسر خود غیاث الدین پیر شاه داد . ابوالفدائ نیز که اثرش را در سالهای 720 نوشته می گوید : هرمز فرضه کرمان است , در طول هشتاد و پنج درجه و عرض سی درجه . ابن بطوطه می گوید هرمز کهنه را در زمان او (( موغ استان )) {منوجان , منوقان , مغستان } می نامیدند و شهر نو را جزیره جرون می گفتند و آن شهری نیکو بود و بازارهای آباد و مسجد جامعی داشت و مازاد کالاهای هند و سند بود . آن چه مسلم است در روزگار ابن بطوطه , هرمز بندر جهانی بوده و محل فعالیت بازرگانانی ثروتمند . از جمله سیاح مراکشی به تاجری به نام شهاب الدین اشاره می کند که در تجارت هند بوده و خانه ای بزرگ در هرمز ساخته که ابن بطوطه آن را دیده است . در سال 611 ق , تاج الدین ابوبکر از اتابکان فارس , به حکم سلطان محمد خوارزمشاه بعد از شکست حرب ابن محمد بن ابوالفصل در سیستان همراه با قوایی که از طرف ملک زوزن و سلطان محمد به عنوان کمک ارسال گردیده بود کرمان و سیستان را تسخیر کرد . از آن جا نیز به طرف جنوب پیشروی کرده و در بلوچستان فرود آمد و از آنجا راهی سواحل د ریای عمان شد . تاج الدین بکر تمام سواحل دریای عمان که اشاره روشنی است بر هرمزگان امروزی فتح کرده , خطبه به نام سلطان محمد خوانده شد . سلطان محمد ممالک تازه گشوده شده را به پسرش غیاث الدین پیر واگذار نموده و تاج الدین نیشابوری را نیز به وزارت وی منصوب کرد .به دنبال استیلای مغول , غیاث الدین به قلمرو خود آمده و آنجا را تا عقب نشینی جلال الدین خوارزمشاه به هند و عراق اداره کرد . و سپس در کرمان براق حاجب قراختایی را به جای خود گذاشته به عراق رفت .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 11 مهر 1389
درپرش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر