تبلیغات
نوشته های من - نگرشی بر جنبش اسماعیلیان
 
نوشته های من
تنها ایمان سبب رهایی است.
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : درپرش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  هنگام بررسی وضع سیاسی خراسان و ماوراالنهر در سده های چهارم و پنجم هجری نمیتوان از جنبشهای اسماعیلیان در این مناطق یادی نکرد. اگرچه در سده های چهارم و پنجم اسماعیلیان نتوانستند در خراسان و ماوراالنهر حاکمیت سیاسی مستقل بوجود آورند، ولی در این سده ها دعات و مبلغین اسماعیلی در سراسر خراسان زمین، ماوراالنهر، عراق و سند فعالیت داشته اند. آنها در این مناطق کارهای زیادی انجام داده و در بروز بسا رویداد های سیاسی آن عصر نقش مهمی ایفا کرده اند. بنابرین در اینجا لازم       می افتــــد تا بر تاریخ سیـاسی اسماعیلیان خراسان و ماوراالنهر نیز یک نظر کوتاهی انداخته شود.

            نفوذ اسماعیلیان در خراسان و ماوراالنهر در زمان سامانیان آغاز گردید. فاطمیان سرزمین خراسان را که از پر آشوب ترین مناطق خلافت عباسی بود و قبلا نیز اکثریت قیامها و جنبشهای آزادیبخش از همین خطه آغاز گردیده بود، یکی از مراکز عمده تبلیغات خود قرار دادند. خراسانیان که تشنه آزادی بودند، تحت لفافه مذهب اسماعیلیه و دیگر مذاهب اهل تشیع در سده های چهارم و پنجم هجری مخالفت خود را با خلافت عبـــاسی، سلطنت سامانیـــان، غزنـویـــان و و سلجوقیها ادامه دادند. اما توسط پادشاهان  چون سلطان محمود، سلطان مسعود، طغرل بیک، آلپ ارسلان، بغراخان هارون  و دیگران  سرکوب شدند. پادشاهان غزنوی به ویژه سلطان محمود در دوران سلطنت خود با شدت هرچه تمامتر انواع مختلف آزاداندیشی، از جمله با اسماعیلیان ملتان و عراق مبارزه کرد (چنانکه سیاست قرمطی کشی سلطان محمود در کتب تاریخ ثت است) سلطان محمود چندین بار مراکز تبلیغات اسماعیلیان را در ملتان، ری، اصفهان حمله نموده آنها را از دم تیغ کشید.  به این سبب اسماعیلیان و قرمطیان در خراسان و ماوراالنهر مجبور شدند تا تبلیغات و دعوت خویش را آهسته و آرام انجام دهند و تنها به جلب امرای ال زیار و آل بویه و نفوذ در دربار آنها اکتفا کنند.

            کار ومبارزه اسماعیلیان در ماورالنهر نیز بالا نگرفت. آنها بعد از آنکه در دوره سامانی سرکوب گردیدند، از در دوره حکمروایی بغراخان هارون تبلیغات خود را به نفع خلافت فاطمی تشدید بخشیدند. بغراخان نخست چنان وانمود میکرد که گویا دعوت اسماعیلیان را پذیرفته است. لیکن در حقیقت بغراخان تصمیم داشت که پیروان اسماعیلیه و دعاه آنها را به موفقیت کاذب شان شاد گرداند و در فرصت مناصب کار آنها را یک طرفه کند. بعد از گذشت چند سال بغراخان در فرصت مناسب امر داد که تمام اسماعیلیان را در بخارا از دم تیغ بکشند و در دیگر نقاط قلمرو وی پیروان آنها را از بین ببرند. این وقایع در سال 436 هـ. (1044 ـ 45 م.) اتفاق افتاده است. ظاهرا پس از کشتار اسماعیلیان در ماوراالنهر هم مانند خراسان هرگونه مبارزه و آزاداندیشی و از جمله دعاه اسماعیلیه به سختی مورد پیگرد واقع شده و فقهای آنجا در این کار تعصب بیشتری به خرچ میدادند. از همین سبب تصادفی نیست که ناصرخسرو مکرر در دیوانش بخارا و بلخ را برای پیروان اسماعیلیه و نسبت بخود دشمن تلقی مینماید و از نادانی فقهای بلخ و بخارا شکوه میکند:

            اینجاست به یمگان ترا دبستان         در بلخ مجویش نه در بخارا

                                                                                     دیوان، ص33

                هنگامیکه سلجوقیان برخراسان، ماوراالنهر، عراق عجم و بسیاری از بلاد اسلامی چیره شدند، از سیاست خلافت بغداد سخت حمایت کردند و در پی قلع و قمع اسماعیلیان افتادند. چنانکه طغرل بیک به حمایت خلفای عباسی قدرت از دست رفته آنها را واپس باز گردانید، آلپ ارسلان و ملکشاه اسماعیلیان را سرکوب نمودند، قاورد فرزند چغری بیک و برادر آلپ ارسلان هنگامی که در سال 455 هـ. شیراز را تصرف مینمود، هر دیلمی را که در آنجا بود به قتل رسانید. و محمد بن ملکشاه هفت سال تمام در اصفهان مصروف قلع و قمع اسماعیلیــــه بود. بنابر گفته برتلس :«فاطمیان با آمدن ترکان سلجوقی تبلیغات خود را در سرزمین خراسان نیز گسترش داده بودند و به عنوان نمونه میتوان از کوشش های ناصرخسرو یاد کرد. گذشته از آن خلفای فاطمی سعی داشتند که حتی المقدور توسعه طلبی سلجوقیان را محدود سازند. داعی زبردست آنان مؤیدفی الدین در سال 1059 م. بساسیری فرمانده پاسداران آل بویه را که مرکب از دیلمان و ترکان بود، به شورش وادشت. موقع برای شورش مناسب بود، زیرا طغرل با سپاهیان خود به جنگ رفته و خلیفه عمدتا قدرتی نداشت.»

باوجود اینهمه سعی و تلاش اسماعیلیان در خراسان و ماوراالنهر هیچگاهی نتوانستند حاکمیت مستقلی بوجود آورند. آنها تنها در ایران، بعد از آنکه در مرحله دوم جنبش اسماعیلی مرد باتدبیری چون حسن صباح ظهور نمود، قادر به ایجاد دولت مستقل در دژ «الموت » گردیدند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 7 اسفند 1389
درپرش
چهارشنبه 24 فروردین 1390 10:05 قبل از ظهر
سه شنبه 16 فروردین 1390 10:27 قبل از ظهر
سلام
برگزاری نمایشگاه بزرگ كتاب
زمان : پنجشنبه 90/1/18 لغایت سه شنبه 90/1/23
مكان : سالن ورزشی شهید باهنر رویدر

. . . . . منتظر حضور سبز شما هستیم. . . . .
چهارشنبه 10 فروردین 1390 09:27 بعد از ظهر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر